درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
عاشقشم
ضرر نمیکنی
باورم نمیشه یک هفته دیگه دوباره تولد عشقمه خدا کنه از چیزی که براش خریدم خوشش بیاد تمام سعیمو میکنم که ازم راضی باشه خدایا تو هم کمک کن خدایا منو با عشقم خوشبخت کن این دعاییه که سر تمام نمازام از خدا میخوام اول سلامتی عشقم بعد خوشبختی مون خدایا مهرشو از دلم دور نکن کاری کن تا ابد دوستش داشته باشم و کنارش به اوج آرامش برسم عشقم 20 ساله شده سنی که هر آدمی آرزو داره پا توش بذاره! خدایا یه کاری کن اونم تا ابد دوستم داشته باشه وبتونم بهش آرامشی که انتظارشو داره بدم سلام عشقم خیلی وقته نتونستم بیام این وبو آپ کنم خب هرکسی یه مشکلاتی داره منم اقدر مشکل داشتم که با وجود کلی خاطره نتونستم حتی بیام یه سر بزنم بگذریم چقدر زود دیر میشه انگار همین چند روز پیش بود که تازه این وبو راه اندازی کردم الان حدود یک ماهه دیگه تولدشه و موندم چی واسش بگیرم خدا رو شکر که گذر زمان از پارسال تا امسال علاقمو تغییر نداده تازه بیشترم شده الان حدود سه ماه یا بیشتره که نتونستم درست ببینمش و گرمای تنشو حس کنم احتمالا تا مدت ها بعدم نمیتونم ولی اشکال نداره یه روزی مال خودم میشه وهر شب توبغلمه میدونم
امروز خیلی خوشحالم
![]() چون سر کوچه دیدمش
خیلییییییییییییییی خوشگل شده بود
اول که نشناختمش!
وای چقدر دوست داشتم همونجا میپریدم تو بغلش
جیگرم معلوم نیست با خودش چکار کرده بود!
دوستامم بهم گفتن خیلی خوشگل شده بود
اونا هم تعجب کرده بودن
فقط حیف که یه نگاه بیشتر نتونستم بکنم
دیووووووووووووونشم
بالاخره امروز بعد از یک هفته انتظار دیدمش
الهی فداش بشم چقدر دلم براش تنگ شده بود
اومد با دوستش مسعود با ماشین از توی کوچمون رد شد
تا رسیدم خونه رفتم تو اینترنت
2 تا ایمیل داده بود
بعد از ظهر رفتم کلاس زبان
با ماشین اومده بود رفتم کنارش نشستم
خیلی دلم میخواست ببینمش
دوست داشتم ساکت بشینه من نگاش کنم
این دفعه حتی به هم دست ندادیم
باورم نمیشه از نزدیک دیدمش و انگشتم هم بهش نخورد!!!!!
واقعا عاشقشم
جون میکنیم تو زندگی حس میکنیم که زنده ایم جوانی ها رو باختیم فکر میکنیم برنده ایم تا یک شکسته می بینیم براش چه اشکها روونه خودمون هم خوب می دونیم که از دل تنگمونه نمیشکنیم خوب میدونیم اصلا مهم نیست واسمون اما ما رو میشکنن مینالیم از دست زمون ظاهر کارمون شده قهقهمون به آسمون کلی برو بیا داریم اما چقدر بی همزبون گول میزنیم خودمونو به آب و رنگ زندگی عاشقی رو میخوایم ولی برای رفع خستگی به سادگی دل میدیم و به سادگی دل میکنیم واسه یه لحظه دلخوشی به هر دری سر میزنیم روز و شبامون میگذره بی خبر از دل پیر شده یادش بخیر جوونی رو وقتی میگیم که دیر شده
به هوای تو در این شب دلتنگی سر به هوا شده ام ، چشمهای بهانه گیر ، دستهای خالی ، شانه های پر از نیاز ، نه یک لحظه ، نه یک روز حرف از یک عمر دلتنگیست. انگار عمریست که دلتنگم ، ساده تر میگویم دلم میخواهد همیشه باشی. ترانه عشق در گوشم مرا به یاد لحظه های قشنگ در کنار تو بودن می اندازد، گاه می اندیشم به لحظه های دیدار ، گاه میترسم از لحظه های دور از تو بودن . حرفهای قشنگت را ، درد دلهای شیرینت را که در قلبم مانده برای خودم زمزمه میکنم، تکرار میکنم تا احساس کنم تو برایم میخوانی قصه عشق را. دلتنگم ، به امید تو دل به آرزوها بسته ام ، به یاد تو ترانه عشق را زمزمه میکنم ، میخوانم و میدانم که دلت همیشه با من است. میخواهم امشب در کوچه پس کوچه ها سرگردان قدم بزنم ، تا طلوع به من سلامی دوباره گوید و باز بنشینم در انتظار دیدن تو ، و باز ببینم تو را و بگویم که دوستت دارم. یک غروب دیگر و یک شب پر از دلتنگی ، کار ما عاشقان همین است ، دلتنگی و انتظار ، اما در مرام ما بی وفایی نیست عزیزم. به امید تو ای همنفس با تو نفس میکشم و با هر نفس عاشقانه میگویم که دوستت دارم عزیزم خیلی سخت است بغض گلویت را گرفته باشد اما نتوانی گریه کنی ، خیلی سخت است قلبت پر از درد باشد اما نتوانی خودت را از این درد خالی کنی
امروز با هم قرار گذاشتیم تا اول خرداد که تولدمه باهم حرف نزنیم میدونم خیلی دلم براش تنگ میشه ولی هم به خاطر کنکور اون هم به خاطر درس من باید فعلا رابطمون تو خاموشی باشه بهم قول داده هفته ای حداقل دوبار بیاد ببینمش ایمیل هم به هم میدیم همین که از صداش محروم شدم خیلی درده زیادیه من تازه از کربلا اومدم از قبل از عید که همدیگرو دیدیم تا الان نه درست حسابی باهاش حرف زدم نه دیدمش خیلی خاطره دارم براش تعریف کنم که حداقلش باید تا خرداد صبر کنم چند وقت پیش نمایشگاه زده بودیم امروز اختتامیه بود کیک که خوردیم اومد دنبالم کلی دور زدیم فقط 4 بار از جلوی مدرسمون رد شدیم قرار بود بهم سیگارت و یه نامه وچند تا عکس از خودش وبوس وبغل بده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! همشو ازش گرفتم خیلی حال داد چند وقت پیش یکم باهم دعوا کردیم ولی خیلی زود بیخیال شدیم انگار نه انگار که اتفاقی افتاده بود!!!!!!!!! دوست دارم همیشه پیشش باشم حدود یک هفته قبل داداش کوچیکم آبله مرغون گرفته بود الان منم ازش گرفتم خیلی بده حالم خیلی خرابه 29 اسفند قراره با خانواده برم کربلا دلم براش تنگ میشه انشاالله خدا خودش کمک کنه من و اون به راه راست هدایت بشیم!
امروز یه روز برفی بود که به من خیلی خوش گذشت چون وقتی می خواستم برگردم اومد دنبالم باهم برگشتیم اولش اومد تا روی پل فلشمو که قبلا بهش داده بودم بهم بده بعد داشت میرفت بهش گفتم نمی خوای منو برسونی؟! خیلی تعجب کرد آخه بهم گفت جدی میگی باهم بریم منم که سرویسم رفته بود باید با تاکسی میرفتم گفتم بریم! الهی فداششم کلاهش خیلی باحالش کرده بود کفش هاشم جدید بود ندیده بودم! کلا خیلی خوش گذشت...
نیش دوست از نیش عقرب بدتر است پس بزن عقرب که دردش کمتر است |
|||
![]() |