عاشقشم
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب
پیوندهای روزانه
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان عاشقشم و آدرس kasra.LoxBlog.com لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:

نام:
وب:
پیام:
2+2

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 8
بازدید دیروز : 59
بازدید هفته : 91
بازدید ماه : 303
بازدید کل : 7593
تعداد مطالب : 42
تعداد نظرات : 35
تعداد آنلاین : 6



Alternative content


عاشقشم
ضرر نمیکنی
9 آبان 1398(25بازدید )برچسب:love, :: 16:25 ::  نويسنده : sara       

 

امروز روز تولد کسیه که خیلی دوستش دارم به همین مناسبت این وبلاگ رو ساختم
اسم این وبلاگ هم به خاطر این کسری گذاشتم که اون دوست داره!
امروز خیلی خوشحالم انگار تولد خودمه!



دو شنبه 10 بهمن 1390(بازدید )برچسب:سرگذشت, :: 14:13 ::  نويسنده : sara       

سلام

فکر کنم خیلی وقته نیومدم اینج و واسه عشقم چیزی ننوشتم

خیلی اتفاق ها افتاده

رفتیم حلقه دیدیم بعدش خریدیم

امتحانامو دادمو

چند بار دیدمشو کلی خوش گذروندیم

واسم ترشیو آبنبات چوبی خرید که با هم خوردیم خیلی حال داد

از همین امروز قرار شده بخاطر درسمو درسش 5و10و15و20و...

هر ماه بهم زنگ بزنه

منم فقط اگه کار مهمی باهاش داشتم بهش زنگ بزنم

مثلا اگه خواستیم بریم بیرونو همدیگرو ببینیم

هنوز دوستش دارم

هنوز عاشقشم

هنوز ماهه منه

با اینکه جدیدا زیادتر دعوا میکنیم

اما هردومون زود همدیگرو میبخشیمو کوتاه میایم

چند روز پیش که دیدمشو حلقمو داد

خیلی خوشگلتر شده بود

وقتی میخواست بهم بده نشستو ازم خواستگاری کرد

چه احساسی قشنگی بود وقتی دلم داشت از جاش میومد بیرون

نمیدونم اگه یه روز نباشه میخوام زندگیمو چطوری بگذرونم

خداکنه همیشه کنارم با خوشی زنگی کنه

خیلی اذیتش میکنم

نمیدونم چطوری اذیتامو کم کنم

از سر کار که میاد خسته بدون ناهارو خواب تا آخر شب به من اس میده

الهی بمیرم انقدر از دستم زجر نکشه

پول شارژامونو تمامشو اون میده

این چند وقته که هرچی کار کرد خرج من واسه شارژو حلقه و ... کرد

چطوری ازش تشکر کنم؟

فقط میدونم خیلی شرمندشم

بخاطر اذیتامو همه چی

چطوری میتونم ادعا کنم دوستش دارم در حلیکه با اذیتام واسش روز

خوشی نذاشتم

خیلی بخشنده است خیلی مرده

میخوامش تا آخر عمرم



یک شنبه 12 آذر 1390(بازدید )برچسب:سرگذشت, :: 18:36 ::  نويسنده : sara       

دیروز عشقمو دیدم

الهی بمیرم چقدر لاغر شده بود

چند وقت بود ازش غافل شده بودم

چرا نفهمیدم داره این همه سختی میکشه

خودمو نمیبخشم

من که این همه دوستش دارم یعنی من که این همه ادعای دوست داشتنشو

میکنم چرا انقدر ازش غافل بودم

عشقم از این به بعد بیشتر مراقبتم

قول میدم

خدا هم کمکم میکنه



یک شنبه 11 آذر 1390(بازدید )برچسب:سرگذشت:, :: 18:29 ::  نويسنده : sara       

چقدر ناراحتم

دیشب بابام اومد تو اتاقم خودمو به خواب زده بودم

گوشیمو برداشتو چیزایی که نباید میخوندو خوند

انگار روز قبلش رفته بوده تو اتقم وچندتانامه که سال قبل به هم داده بودیمو خوند

وای که چه حس بدیه وقتی نتونی تو چشای بابات نگاه کنی

ولی از ایت جهت که فهمید دوستش دارم خوب شد



پنج شنبه 26 آبان 1390(بازدید )برچسب:سرگذشت:, :: 22:8 ::  نويسنده : sara       

امروز یه کاری کردم که عشقمو ناراحت کردم

اسمشو با تیغ رو بدنم نوشتم

بعد از سر کار پاشد اومد منو ببینه

رفتیم خونه زنداداشش

چقدر باهام دعوا کرد

وسط راه منو سوار موتورش کرد

چادرم گیر گرفت به ترمزش کامل پایینش پاره شد

الهی فداش بشم کارت اعتباریشو داد که برم چادر بخرم

اگرچه هیچ وقت چادر نمیگرفتم ولی مجبور شدم کارتو ازش بگیرم

دیشبشم با دوستم رفتم بیرون دو تا ست آویز گوشی و جاکلیدی دیدم

بعد بهش زنگ زدم که بیاد بگیره سریع اومد

چقدر دوستش دارم

و چقدر کارای جالبی میکنه که واسم ارزش داره

این لحظه ها رو با هیچی عوض نمیکنم

 



پنج شنبه 19 آبان 1390(بازدید )برچسب:سرگذشت:, :: 17:32 ::  نويسنده : sara       

امروز با یکی از دوستام رفتیم بیرون

اولش که بهش زنگ نزدم چون میدونستم سر کاره

ولی آخرش باز دلم طاقت نداد گفتم بهش زنگ بزنم حداقل حالشو بپرسم

گفت داخل شهره

خیلی خوشحال شدم که میتونم ببینمش

ولی فکر کنم از دستم خیلی ناراحت شد

چون هر دفعه زنگ زدم یه جا بودم میگفت وایسا ولی باز جابه جا میشدم

خوب چکار میتونستم کنم اگه خودم تنها بودم چند دقیقه که سهله یه روزم منتظرش میموندم

ولی چون با دوستم بودم نمیشد!

در هر حال تونستم ببینمش 

عاشقشم 



دو شنبه 16 آبان 1390(بازدید )برچسب:سرگذشت:, :: 11:45 ::  نويسنده : sara       

دیشب که داشتم باهاش حرف میزدم

بهش دروغ گفتم

با اینکه هر لحظه حرف زدن باهاش اندازه ی یه عمر برام ارزش داره

وقتی پرسید دوباره بهت زنگ بزنم؟

گفتم واسم مهم نیست

ولی بازم زنگ زد

چقدر احساس شرمندگی میکنم

عشقم تو خیلی خوبی واسم بهترین مرد دنیایی

که انقدر باهام کنار میای

مرسی گلم



شنبه 14 آبان 1390(بازدید )برچسب:سرگذشت:, :: 19:20 ::  نويسنده : sara       

بالاخره بعد از اینکه کادوشو بهش دادم

دوباره امروز تونستم صدای قشنگشو بشنوم

چقدر صداش واسم آرامش داره

خدا کنه همیشه این آرامش بمونه

عشقم دوستت دارم

به اندازه ی تمام عشقای دنیا

 

 



شنبه 12 آبان 1390(بازدید )برچسب:سرگذشت:, :: 19:24 ::  نويسنده : sara       

امشب بهش اس دادم

کار داشت خلاصه نتونستیم اس بازی کنیم

ولی آخرین اسش دقیقا چیزی بود که منتظر شنیدنش بودم

آخ که چه حالی کردم وقتی بهم گفت تو بغلت واسم جا باز کن

می خوااااااااااااااااامش



چهار شنبه 11 آبان 1390(بازدید )برچسب:سرگذشت:, :: 18:10 ::  نويسنده : sara       

دیروز بعد از مدرسه رفتم کادوشو گذاشتم خونه دوستم

چون نمیتونستم با خودم ببرمش خونه !

بعد از ظهر رفتم خونه دوستم زنگ زدم بهش دانشگاه بود حدود ساعت 7:45 اومد

باهاش رفتم تو کوچه های اطراف محله

یکم دور زدیم هیچ جایی نبود که بتونیم تنها باشیم

همه ی کوچه ها ترافیک بود!!!!!!!!!!!!

بالاخره یه جای خلوتو پیدا کردیم

هنوز وارد کوچه نشدیم یه حرکت جالب کرد که واقعا بهم حال داد!

یهو بغلم کرد و ...

بعد کادو رو بهش دادم

داشتیم راه میرفتیم وسیله های تو جعبه صدا میداد گفت با خودت قابلمه آوردی!

کادو رو که بهش دادم از هم جدا شدیم

تو راه با موتور از کنارم رد شد بلند بهم گفت دوستت دارم که خیلی حال کردم

بعدش که رفت خونشون فکر نمیکردم بازم بیاد جلوی در تا واسه آخرین بار اون شب ببینمش

ولی اومد و خیلی خوشحالم کرد تازه با وجود اینکه یه بچه و یه مرد داشتن از کوچه رد میشدن

بازم بهم گفت دوستت دارم

من که دیشبو فراموش نمیکنم کاش اونم فراموش نکنه و همون اندازه که من حال کردم اونم حال کرده باشه

همش نگران بودم از چیزی که واسش گرفتم خوشش نیاد با اینکه از دوستشم کمک گرفته بودم!

ولی خدا رو شکر عشقم خوشش اومد هم از کادو هم نقاشی ها هم نامه هم شعر

از همه خوشش اومد

 

 



صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد